جستجو
فیلتر ها
بستن

قله خلنو شهریور 92

برنامه: قله خلنو منطقه: فشم تاریخ اجرای برنامه: 1392/06/29 تعداد همنوردان: 11 نفر سرپرست: آقای امیر آرزه

QR-Code

خلنو، قله‌ای است در منطقهٔ البرز مرکزی و به ارتفاع ۴۳۷۵ متر که دومین قله مرتفع البرز مرکزی بعد از دماوند محسوب می شود. خلنو، از جنوب به شمشک و رودبار قصران، از شمال به درهٔ رودخانهٔ وارنگرود، از شرق به دشت لار (محدوده لواسانات) و از غرب به وسیلهٔ خط‌الرأس هرزه‌ کوه به درهٔ رودخانه کرج متصل می‌ شود. این قله سرچشمه اصلی رودخانهٔ وارنگرود بوده که سرچشمه و منبع اصلی دریاچهٔ سد کرج است. گذر از تیغهٔ ژاندارک برای رسیدن به آن قله بر روی خط الرأس برج - خلنو، آن را به یکی از قله‌های سرسخت ایران که رسیدن به آن (به خصوص در فصل زمستان و از روی خط الرأس) احتیاج به تجربه و وسایل فنی دارد، تبدیل کرده‌است. قلهٔ خلنو به صورت خط‌الرأسی با کلیهٔ قلل البرز مرکزی از جمله سرکچالها، وزوابها، پالون گردن و آزادکوه ارتباط دارد. مسیر رایج برای صعود به این قله، از روستای لالون واقع در منطقهٔ اوشان-فشم است، ولی مسیر زمستانی آن از روی خط الرأس سرکچال - برج می‌باشد.

شروع حرکت گروه از زیر پل عابر سر نوری اسلامشهر در ساعت 4:10 انجام شد و بعد از سوار کردن سه نفر دیگر از همنوردان در مسیر، به سمت فشم ادامه راه دادیم. سرپرست گروه آقای امیر آرزه در خصوص اهمیت قله و توجه به زمانبندی صورت گرفته برای برنامه چند دقیقه ای صحبت کردند و برگه هایی را که حاوی اطلاعات کلی از مسیر و مکانهای سر راه و همچنین نقشه ای هوایی از مسیر صعود بود را در اختیار اعضا قرار دادند. همچنین آقای داود رضایی را به عنوان جلودار و آقای پرویز قلی پور را به عنوان عقب دار انتخاب کردند.

بعد از رسیدن به فشم به سمت زایگان و از آنجا هم به سمت شمال و روستای لالون حرکت کردیم تا در ساعت 6:40 از مینی بوس پیاده شدیم. بلافاصله بعد پیاده شدن به راه ادامه دادیم و بعد از 50 دقیقه به رودخانه رسیدیم و از روی تخته چوبی که بر روی آن قرار داده بودند گذشتیم. به علت گستره ی رودخانه در کل دره مجبور شدیم چندبار دیگر از عرض رودخانه رد شویم. مسیر از سمت راست رودخانه ادامه داشت تا در ساعت 8:20 به سه چشمه ای رسیدیم که از بالای کوه سمت چپی می آمدند.

یخچال کوچکی هم پایین مسیر وجود داشت که ظاهرا به خاطر بهمن به وجود آمده بود و به علت گذر آب از زیر آن، تونل یخی زیبایی را هم به وجود آورده بود.

در ساعت 8:50 به تلخاب رسیدیم و برای صرف صبحانه توقف شد. تلخاب در واقع گوسفند سرای بزرگی است که دو چشمه دارد. یکی از چشمه ها به علت وجود مواد معدنی زیاد مثل آهن کمی تلخ است و قابل شرب نمی باشد.

در ساعت 9:35 از تلخاب حرکت کردیم و حدود یک ساعت بعد به آبشار به ارتفاع 3326 متر رسیدیم. در این محل تعدادی کوهنورد چادر زده بودند و 3 نفر از همنوردان تصمیم گرفتند که در همین محل استراحت کنند. بعد از ادامه مسیر به گردنه ورزاب(وزوا) رسیدیم. گردنه وزوا يا ورزا نامي بود كه در اصطلاح بومي به «گاو نر» گفته مي شد زيرا گردنه از پايين دره كه نگاه مي كرديم بصورت يك كله گاو نمايان بود. در ساعت 12:20 به بالای گردنه به ارتفاع 3965 متری رسیدیم. از بالای گردنه به قله دو مسیر وجود دارد. یکی از مسیر برج و تیغه های ژاندارک (مسیر خط الراسی روی تیغۀ ژاندارک) و دیگری از مسیر دره و شن اسکی به سمت بالا. با توجه به توان بالای همنوردان و تصمیم گیری سرپرست قرار بر آن شد تا از مسیر تیغه ژاندارک صعود کنیم.

بعد از استراحت مختصری در ساعت 12:45 ادامه مسیر را از پاکوب زیر تیغه ی ژاندارک انجام دادیم. مسیر با شیب بالا توان زیادی را می طلبید که با سرقدم های مناسب آقای رضایی توانستیم در ساعت 14:05 به بالای تیغه که همان قله برج بود و در ارتفاع 4277 متری بود برسیم. تا اینجای مسیر 5.47 کیلومتر راه آمده بودیم. قابل ذکر است که با وجود باد سردی که می آمد مجبور به استفاده از دستکش شدیم که با اطلاع رسانی قبلی سرپرست برنامه آقای آرزه همه همنوردان تجهیزات مناسب را به همراه داشتند. در ادامه ی مسیر باطوم ها را جمع کردیم و دست به سنگ شدیم.

در ادامه به تیغه ای رسیدیم که تنها راه عبور از آن نوک تیغه بود و در دو طرف دره که همین امر باعث شد که بعد از حدود 45 دقیقه بتوانیم مسیر را پشت سر بگذاریم.

وجود پرتگاه در دو طرف تیغه خطر زیادی به همراه داشت که باعث بالا رفتن میزان آدرنالین خون و در نتیجه هیجان بیش از حد شد.

قابل ذکر است که این قسمت از مسیر با مهارت سنگنوردی گروه و عدم راه دادن استرس به خود به خوبی طی شد و بعد از استراحت کوتاهی به سمت قله حرکت کردیم و راس ساعت 16 با خواندن سرود ای ایران 8 نفر از اعضای گروه کوهنوردان جوان موفق شدن به قله 4375 متری خلنو صعود کنند.

بعد از گرفتن عکس یادگاری با تصمیم سرپرست به سمت پایین حرکت کردیم تا هم باد سردی که می وزید مشکل ساز نشود و هم ارتفاع زیاد قله. بنابراین در ساعت 16:30 به سمت مسیر شن اسکی که کمی مانده به قله بود و توسط سنگ چینی مشخص شده بود به سمت پایین حرکت کردیم. برای خوردن غذا استراحت نیم ساعتی در آبشار داشتیم و بعد از آن هوا کم کم رو به تاریکی رفت و ادامه مسیر را با هدلامپ گذراندیم تا بالاخره در ساعت 8:50 پای مینی بوس رسیدیم. همه مسیر و سختی های آن به کنار، مینی بوسی که در گل گیر کرده باشد و روشن هم نشود به کنار. به همین خاطر مجبور شدیم که مینی بوس را هل دهیم که موفق به بیرون آوردن آن نشدیم تا اینکه به همت آقای فرهنگ و کمک نیسان یکی از اهالی روستا توانستیم ماشین را حرکت دهیم. در ساعت 22 به سمت تهران حرکت کردیم.

عکس از ارسلان قلی پور

خلنو، قله‌ای است در منطقهٔ البرز مرکزی و به ارتفاع ۴۳۷۵ متر که دومین قله مرتفع البرز مرکزی بعد از دماوند محسوب می شود. خلنو، از جنوب به شمشک و رودبار قصران، از شمال به درهٔ رودخانهٔ وارنگرود، از شرق به دشت لار (محدوده لواسانات) و از غرب به وسیلهٔ خط‌الرأس هرزه‌ کوه به درهٔ رودخانه کرج متصل می‌ شود. این قله سرچشمه اصلی رودخانهٔ وارنگرود بوده که سرچشمه و منبع اصلی دریاچهٔ سد کرج است. گذر از تیغهٔ ژاندارک برای رسیدن به آن قله بر روی خط الرأس برج - خلنو، آن را به یکی از قله‌های سرسخت ایران که رسیدن به آن (به خصوص در فصل زمستان و از روی خط الرأس) احتیاج به تجربه و وسایل فنی دارد، تبدیل کرده‌است. قلهٔ خلنو به صورت خط‌الرأسی با کلیهٔ قلل البرز مرکزی از جمله سرکچالها، وزوابها، پالون گردن و آزادکوه ارتباط دارد. مسیر رایج برای صعود به این قله، از روستای لالون واقع در منطقهٔ اوشان-فشم است، ولی مسیر زمستانی آن از روی خط الرأس سرکچال - برج می‌باشد.

شروع حرکت گروه از زیر پل عابر سر نوری اسلامشهر در ساعت 4:10 انجام شد و بعد از سوار کردن سه نفر دیگر از همنوردان در مسیر، به سمت فشم ادامه راه دادیم. سرپرست گروه آقای امیر آرزه در خصوص اهمیت قله و توجه به زمانبندی صورت گرفته برای برنامه چند دقیقه ای صحبت کردند و برگه هایی را که حاوی اطلاعات کلی از مسیر و مکانهای سر راه و همچنین نقشه ای هوایی از مسیر صعود بود را در اختیار اعضا قرار دادند. همچنین آقای داود رضایی را به عنوان جلودار و آقای پرویز قلی پور را به عنوان عقب دار انتخاب کردند.

بعد از رسیدن به فشم به سمت زایگان و از آنجا هم به سمت شمال و روستای لالون حرکت کردیم تا در ساعت 6:40 از مینی بوس پیاده شدیم. بلافاصله بعد پیاده شدن به راه ادامه دادیم و بعد از 50 دقیقه به رودخانه رسیدیم و از روی تخته چوبی که بر روی آن قرار داده بودند گذشتیم. به علت گستره ی رودخانه در کل دره مجبور شدیم چندبار دیگر از عرض رودخانه رد شویم. مسیر از سمت راست رودخانه ادامه داشت تا در ساعت 8:20 به سه چشمه ای رسیدیم که از بالای کوه سمت چپی می آمدند.

یخچال کوچکی هم پایین مسیر وجود داشت که ظاهرا به خاطر بهمن به وجود آمده بود و به علت گذر آب از زیر آن، تونل یخی زیبایی را هم به وجود آورده بود.

در ساعت 8:50 به تلخاب رسیدیم و برای صرف صبحانه توقف شد. تلخاب در واقع گوسفند سرای بزرگی است که دو چشمه دارد. یکی از چشمه ها به علت وجود مواد معدنی زیاد مثل آهن کمی تلخ است و قابل شرب نمی باشد.

در ساعت 9:35 از تلخاب حرکت کردیم و حدود یک ساعت بعد به آبشار به ارتفاع 3326 متر رسیدیم. در این محل تعدادی کوهنورد چادر زده بودند و 3 نفر از همنوردان تصمیم گرفتند که در همین محل استراحت کنند. بعد از ادامه مسیر به گردنه ورزاب(وزوا) رسیدیم. گردنه وزوا يا ورزا نامي بود كه در اصطلاح بومي به «گاو نر» گفته مي شد زيرا گردنه از پايين دره كه نگاه مي كرديم بصورت يك كله گاو نمايان بود. در ساعت 12:20 به بالای گردنه به ارتفاع 3965 متری رسیدیم. از بالای گردنه به قله دو مسیر وجود دارد. یکی از مسیر برج و تیغه های ژاندارک (مسیر خط الراسی روی تیغۀ ژاندارک) و دیگری از مسیر دره و شن اسکی به سمت بالا. با توجه به توان بالای همنوردان و تصمیم گیری سرپرست قرار بر آن شد تا از مسیر تیغه ژاندارک صعود کنیم.

بعد از استراحت مختصری در ساعت 12:45 ادامه مسیر را از پاکوب زیر تیغه ی ژاندارک انجام دادیم. مسیر با شیب بالا توان زیادی را می طلبید که با سرقدم های مناسب آقای رضایی توانستیم در ساعت 14:05 به بالای تیغه که همان قله برج بود و در ارتفاع 4277 متری بود برسیم. تا اینجای مسیر 5.47 کیلومتر راه آمده بودیم. قابل ذکر است که با وجود باد سردی که می آمد مجبور به استفاده از دستکش شدیم که با اطلاع رسانی قبلی سرپرست برنامه آقای آرزه همه همنوردان تجهیزات مناسب را به همراه داشتند. در ادامه ی مسیر باطوم ها را جمع کردیم و دست به سنگ شدیم.

در ادامه به تیغه ای رسیدیم که تنها راه عبور از آن نوک تیغه بود و در دو طرف دره که همین امر باعث شد که بعد از حدود 45 دقیقه بتوانیم مسیر را پشت سر بگذاریم.

وجود پرتگاه در دو طرف تیغه خطر زیادی به همراه داشت که باعث بالا رفتن میزان آدرنالین خون و در نتیجه هیجان بیش از حد شد.

قابل ذکر است که این قسمت از مسیر با مهارت سنگنوردی گروه و عدم راه دادن استرس به خود به خوبی طی شد و بعد از استراحت کوتاهی به سمت قله حرکت کردیم و راس ساعت 16 با خواندن سرود ای ایران 8 نفر از اعضای گروه کوهنوردان جوان موفق شدن به قله 4375 متری خلنو صعود کنند.

بعد از گرفتن عکس یادگاری با تصمیم سرپرست به سمت پایین حرکت کردیم تا هم باد سردی که می وزید مشکل ساز نشود و هم ارتفاع زیاد قله. بنابراین در ساعت 16:30 به سمت مسیر شن اسکی که کمی مانده به قله بود و توسط سنگ چینی مشخص شده بود به سمت پایین حرکت کردیم. برای خوردن غذا استراحت نیم ساعتی در آبشار داشتیم و بعد از آن هوا کم کم رو به تاریکی رفت و ادامه مسیر را با هدلامپ گذراندیم تا بالاخره در ساعت 8:50 پای مینی بوس رسیدیم. همه مسیر و سختی های آن به کنار، مینی بوسی که در گل گیر کرده باشد و روشن هم نشود به کنار. به همین خاطر مجبور شدیم که مینی بوس را هل دهیم که موفق به بیرون آوردن آن نشدیم تا اینکه به همت آقای فرهنگ و کمک نیسان یکی از اهالی روستا توانستیم ماشین را حرکت دهیم. در ساعت 22 به سمت تهران حرکت کردیم.

عکس از ارسلان قلی پور

فروش این محصول به پایان رسیده است