جستجو
فیلتر ها
بستن

قله علم کوه از گرده آلمانها مرداد 91

برنامه : علم کوه ( گرده آلمانها ) منطقه : مازندارن - کلاردشت - رودبارک تاریخ اجرای برنامه : 28/29/30/5/1391 تعداد هم نوردان : 4 نفر سرپرست : آقای داوود رضایی

QR-Code

طبق برنامه شش ماهه اول سال 91 صعود به قله علم کوه به تاریخ 28 و 29 مرداد ماه نوشته و تنظیم شده بود. ولی به علت شرایط آب و هوایی و احتمال تغییرات در سرپرستی برنامه و اعضای شرکت کننده جبهه صعود مشخص نشده بود و در مجمع عمومی که یک هفته قبل از برنامه برگزار گردید، قرار بر این شد که 4 نفر به سرپرستی بنده (داود رضائی ) از مسیر گرده صعود کنند و 6 نفر هم به سرپرستی آقای مهدی فرهنگ از مسیر سیاه سنگها صعود کنند. خوبی این برنامه به این بود که وقت زیادی برای صعود داشتیم ، 4 روز تعطیلی!!!

صبح روز جمعه ساعت 9:30 با مینی بوس همیشگی از اسلامشهر حرکت کردیم ، اول جاده چالوس بقدری ترافیک سنگین بود که همه ماشینها رو خاموش کرده بودند و ما هم با نظر اکثر بچه ها راهی جاده قزوین به رشت شدیم با خود گفتیم 12 ساعت در حرکت بودن بهتر از 12 ساعت خوابیدن در جاده چالوس خواهد بود. خلاصه بعد از یک دور قمری خیلی بزرگ از جاده عباس آباد به سمت کلاردشت ارتفاع گرفتیم جاده ای بسیار زیبا و دیدنی که خود قسمتی از برنامه به حساب می آمد پس از پیچ و خمهای بسیار زیاد و گردنه ای طولانی وارد کلاردشت شدیم و سپس وارد هتل فدراسیون رودبارک شدیم و شام را در همانجا صرف کردیم و بعد با همان مینی بوس راهی قرارگاه بالا شدیم و شب را در ایوان قرارگاه در هوای خنک خوابیدیم و صبح زود پس از بستن کوله ها راهی سرچال شدیم. استراحتی نسبتأ طولانی در سنگ کشتی و صرف صبحانه و سپس ادامه مسیرو برای نهار به پناهگاه سرچال رسیدیم ، کوهنوردان زیادی آمده بودند ، پس از صرف نهار بعداز ظهر بنده و 3 نفر دیگر از بچه ها با کوله های سنگین برای صعود از گرده راهی علم چال شدیم . خداحافظی از بچه ها و پس از 3 ساعت وارد علم چال یعنی زیر دیواره و گرده علم کوه شدیم تمام سکوها و جایگاهای سمت راست پر از چادر شده بود و ما هم در کف یخچال روی سنگهای بزرگ چادر خود را برپا کردیم. البته شیب تندی داشت و خوب نخوابیدیم ولی جای خالی هم بهتر از این پیدا نمی شد. حدود 30 الی 40 تا چادر در منطقه علم چال برپا شده بود خیلی شلوغ شده بود. پس از صرف شام و آماده نمودن تجهیزات برای فردا و بستن کوله های حمله خوابیدیم. وقتی صبح خیلی زود در دل تاریکی بیدار شدیم دیدیم که خیلی دیر بیدار شدیم! چون تعداد زیادی چراغ در مسیر گرده روشن شده بود حتی یکی دو گروه اول گرده بودند ما هم سریع وسایل و جمع کرده و با هدلامپهای روشن ساعت 5:15 حرکت کردیم مسیر بسیار ناهموار بصورت تراورس و از میان سنگهای کوچک و بزرگ و ریزشی عبور می کرد و در نزدیکی های گردنه شانه کوه هوا روشن شد. از همان اول گردنه ترافیک شروع شده بود و تعداد نفرات زیادی جلوی راهمان بودند تعدادی هم روی گردنه مشغول آماده کردن تجهیزات بودند که ما از فرصت استفاده کرده و از ایشان سبقت گرفتیم. در اول گرده در زیر دو رکابی به گروه بعدی رسیدیم که البته سه گروه بودند که در هم ادغام شده بودند و ما هم گروه چهارم بودیم که با ایشان یکی می شدیم از دو رکابی تا سه رکابی چون راه دیگری وجود نداشت مجبور بودیم یکی یکی عبور کنیم بعد از سه رکابی به دو مسیر یخی برخورد کردیم و تا گروه های دیگر مشغول بستن کرامپون شدند ما از مسیرهای سنگی استفاده کرده و از ترافیک درآمدیم. ( البته نه اینکه ما زرنگ تر از ایشان بودیم شاید اگه اونا هم تعداد نفرات کمتری بودند از ما هم زرنگ تر بودند در کار فنی هر چه تعداد نفرات بیشتر باشد زمان بیشتری هم نیاز می باشد.) ودر نزدیکی سنگ سماور بود که قیف کاملأ یخی و طولانی برخورد کردیم و در اینجا آقای سالاروند از مسیر دیگری صعود زدند و ما در حمایت طناب ایشان از روی یخ عبور کرده و دوباره دست به سنگ شدیم. در کنار سنگ سماور عکسهای یادگاری گرفته شد و بعد هم ادامه مسیر... بعد از سنگ سماور مسیر آسانتر شده و ما به سرعت از قیف آخر خارج شدیم. (اکثر نقاط مسیر طناب ثابت کار گذاشته شده بود و مسیر برای هر کسی کاملأ آسان شده بود البته گروه ها باید یک نفر سر طناب قوی داشته باشند و به امید طنابهای ثابت پا بر گرده نگذارند. به نظر بنده اگر طنابها رو جمع کنند خطر کمتری کوهنوردان را تهدید می کند و از طرفی هم این گرده دیگر گرده سه سال پیش نبود!) به هر حال در ساعت 11 صبح روز یکشنبه 29 مرداد 1391 پای بر قله 4850 متری علم کوه نهادیم و صعود را به استاد گرامی کامران اندامی تقدیم کردیم تا شاید گوشه ای از محبتهای ایشان جبران شود. عکسهای یادگاری گرفته شد و منتظر بچه های مسیر سیاه سنگها شدیم بعد از 40 دقیقه نگران شدیم و حرکت کردیم . از دو راهی که به سمت جانپناه سیاه سنگها می رفتیم متوجه شدیم که بچه های ما اشتباهی در مسیری ریزشی و خطرناک به دنبال گروهی که مثل خودشان ناوارد بودند به سمت قله شاخک در حرکتند. پس از راهنمائی آنها به سمت مسیر اصلی با سرعت فرود زدیم و چادرها را جمع کرده و راهی پناهگاه سرچال شدیم و ساعت 18 همگی به پناهگاه رسیدیم. صبح روز دوشنبه همگی با هم با قله علم کوه و پناهگاه و کوهنوردانش خدا حافظی کردیم و ساعت 9:30 به قرارگاه ونداربن رسیدیم بعد از دوش گرفتن بچه ها در قرارگاه سوار مینی بوس شدیم و رهسپار کلاردشت... بعد از صرف نهار مفصل در کلاردشت راهی جاده چالوس شدیم و خوشبختانه جاده هم ترافیک نداشت و ساعت 19 وارد اسلامشهر شدیم و خداحافظی...

اعضای شرکت کننده از مسیر گرده: امیر آرزه – سجاد سالاروند – فرشاد پولادی – داود رضائی(سرپرست)

مسیر سیاه سنگها: محمد ایرانژاد - احمد آرزه – ارسلان قلی پور – کریم جعفری – وحید نام آور – مهدی فرهنگ(سرپرست)

گزارش توسط: داود رضائی

طبق برنامه شش ماهه اول سال 91 صعود به قله علم کوه به تاریخ 28 و 29 مرداد ماه نوشته و تنظیم شده بود. ولی به علت شرایط آب و هوایی و احتمال تغییرات در سرپرستی برنامه و اعضای شرکت کننده جبهه صعود مشخص نشده بود و در مجمع عمومی که یک هفته قبل از برنامه برگزار گردید، قرار بر این شد که 4 نفر به سرپرستی بنده (داود رضائی ) از مسیر گرده صعود کنند و 6 نفر هم به سرپرستی آقای مهدی فرهنگ از مسیر سیاه سنگها صعود کنند. خوبی این برنامه به این بود که وقت زیادی برای صعود داشتیم ، 4 روز تعطیلی!!!

صبح روز جمعه ساعت 9:30 با مینی بوس همیشگی از اسلامشهر حرکت کردیم ، اول جاده چالوس بقدری ترافیک سنگین بود که همه ماشینها رو خاموش کرده بودند و ما هم با نظر اکثر بچه ها راهی جاده قزوین به رشت شدیم با خود گفتیم 12 ساعت در حرکت بودن بهتر از 12 ساعت خوابیدن در جاده چالوس خواهد بود. خلاصه بعد از یک دور قمری خیلی بزرگ از جاده عباس آباد به سمت کلاردشت ارتفاع گرفتیم جاده ای بسیار زیبا و دیدنی که خود قسمتی از برنامه به حساب می آمد پس از پیچ و خمهای بسیار زیاد و گردنه ای طولانی وارد کلاردشت شدیم و سپس وارد هتل فدراسیون رودبارک شدیم و شام را در همانجا صرف کردیم و بعد با همان مینی بوس راهی قرارگاه بالا شدیم و شب را در ایوان قرارگاه در هوای خنک خوابیدیم و صبح زود پس از بستن کوله ها راهی سرچال شدیم. استراحتی نسبتأ طولانی در سنگ کشتی و صرف صبحانه و سپس ادامه مسیرو برای نهار به پناهگاه سرچال رسیدیم ، کوهنوردان زیادی آمده بودند ، پس از صرف نهار بعداز ظهر بنده و 3 نفر دیگر از بچه ها با کوله های سنگین برای صعود از گرده راهی علم چال شدیم . خداحافظی از بچه ها و پس از 3 ساعت وارد علم چال یعنی زیر دیواره و گرده علم کوه شدیم تمام سکوها و جایگاهای سمت راست پر از چادر شده بود و ما هم در کف یخچال روی سنگهای بزرگ چادر خود را برپا کردیم. البته شیب تندی داشت و خوب نخوابیدیم ولی جای خالی هم بهتر از این پیدا نمی شد. حدود 30 الی 40 تا چادر در منطقه علم چال برپا شده بود خیلی شلوغ شده بود. پس از صرف شام و آماده نمودن تجهیزات برای فردا و بستن کوله های حمله خوابیدیم. وقتی صبح خیلی زود در دل تاریکی بیدار شدیم دیدیم که خیلی دیر بیدار شدیم! چون تعداد زیادی چراغ در مسیر گرده روشن شده بود حتی یکی دو گروه اول گرده بودند ما هم سریع وسایل و جمع کرده و با هدلامپهای روشن ساعت 5:15 حرکت کردیم مسیر بسیار ناهموار بصورت تراورس و از میان سنگهای کوچک و بزرگ و ریزشی عبور می کرد و در نزدیکی های گردنه شانه کوه هوا روشن شد. از همان اول گردنه ترافیک شروع شده بود و تعداد نفرات زیادی جلوی راهمان بودند تعدادی هم روی گردنه مشغول آماده کردن تجهیزات بودند که ما از فرصت استفاده کرده و از ایشان سبقت گرفتیم. در اول گرده در زیر دو رکابی به گروه بعدی رسیدیم که البته سه گروه بودند که در هم ادغام شده بودند و ما هم گروه چهارم بودیم که با ایشان یکی می شدیم از دو رکابی تا سه رکابی چون راه دیگری وجود نداشت مجبور بودیم یکی یکی عبور کنیم بعد از سه رکابی به دو مسیر یخی برخورد کردیم و تا گروه های دیگر مشغول بستن کرامپون شدند ما از مسیرهای سنگی استفاده کرده و از ترافیک درآمدیم. ( البته نه اینکه ما زرنگ تر از ایشان بودیم شاید اگه اونا هم تعداد نفرات کمتری بودند از ما هم زرنگ تر بودند در کار فنی هر چه تعداد نفرات بیشتر باشد زمان بیشتری هم نیاز می باشد.) ودر نزدیکی سنگ سماور بود که قیف کاملأ یخی و طولانی برخورد کردیم و در اینجا آقای سالاروند از مسیر دیگری صعود زدند و ما در حمایت طناب ایشان از روی یخ عبور کرده و دوباره دست به سنگ شدیم. در کنار سنگ سماور عکسهای یادگاری گرفته شد و بعد هم ادامه مسیر... بعد از سنگ سماور مسیر آسانتر شده و ما به سرعت از قیف آخر خارج شدیم. (اکثر نقاط مسیر طناب ثابت کار گذاشته شده بود و مسیر برای هر کسی کاملأ آسان شده بود البته گروه ها باید یک نفر سر طناب قوی داشته باشند و به امید طنابهای ثابت پا بر گرده نگذارند. به نظر بنده اگر طنابها رو جمع کنند خطر کمتری کوهنوردان را تهدید می کند و از طرفی هم این گرده دیگر گرده سه سال پیش نبود!) به هر حال در ساعت 11 صبح روز یکشنبه 29 مرداد 1391 پای بر قله 4850 متری علم کوه نهادیم و صعود را به استاد گرامی کامران اندامی تقدیم کردیم تا شاید گوشه ای از محبتهای ایشان جبران شود. عکسهای یادگاری گرفته شد و منتظر بچه های مسیر سیاه سنگها شدیم بعد از 40 دقیقه نگران شدیم و حرکت کردیم . از دو راهی که به سمت جانپناه سیاه سنگها می رفتیم متوجه شدیم که بچه های ما اشتباهی در مسیری ریزشی و خطرناک به دنبال گروهی که مثل خودشان ناوارد بودند به سمت قله شاخک در حرکتند. پس از راهنمائی آنها به سمت مسیر اصلی با سرعت فرود زدیم و چادرها را جمع کرده و راهی پناهگاه سرچال شدیم و ساعت 18 همگی به پناهگاه رسیدیم. صبح روز دوشنبه همگی با هم با قله علم کوه و پناهگاه و کوهنوردانش خدا حافظی کردیم و ساعت 9:30 به قرارگاه ونداربن رسیدیم بعد از دوش گرفتن بچه ها در قرارگاه سوار مینی بوس شدیم و رهسپار کلاردشت... بعد از صرف نهار مفصل در کلاردشت راهی جاده چالوس شدیم و خوشبختانه جاده هم ترافیک نداشت و ساعت 19 وارد اسلامشهر شدیم و خداحافظی...

اعضای شرکت کننده از مسیر گرده: امیر آرزه – سجاد سالاروند – فرشاد پولادی – داود رضائی(سرپرست)

مسیر سیاه سنگها: محمد ایرانژاد - احمد آرزه – ارسلان قلی پور – کریم جعفری – وحید نام آور – مهدی فرهنگ(سرپرست)

گزارش توسط: داود رضائی

فروش این محصول به پایان رسیده است